![]() |
۞ پیام عاشقان ۞ |
![]() |
| شعر و ادبيات عاشقانه |
|
|
|
دوست عزیزم جناب دکتر محبی از لطف شما سپاس گذارم پیام شما را در صفحه اصلی میگذارم
شعری از اخوان را برایت مینویسم. این شعر یادگاری از کودکی من است زمانی که از اخوان شناختی نداشتم احتمالا کلاس سوم یا چهارم ابتدایی بودم . کانون پرورش فکری کودکان آن موقع با هنرمندانی مثل پری زنگنه کار میکرد. کاستی از پری زنگنه داشتم که این شعر را با نهایت ظرافت هنری میخواند . بعد ها فهمیدم که اخوان هنگامی که از بهترین دوستش اسماعیل خویی جدا میشود این شعر را میسراید. خویی سالهای سال را دور از وطن زندگی کرد. |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 18:2 توسط محمد قاسمي |
|
|
|
|
شده روشن قدم برداری
|
|
2 نوشته شده در
شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 13:39 توسط محمد قاسمي |
|
|
|
بسم عشق
اینورچشم من سخنی هست گوش کن
تاساغرت پر است بنوشان و نوش کن
در راه عشق وسوسه اهرمن بسیست
|
|
2 نوشته شده در
جمعه هشتم مهر 1384ساعت 0:39 توسط محمد قاسمي |
|
|
|
|
|
2 نوشته شده در
جمعه هشتم مهر 1384ساعت 0:39 توسط محمد قاسمي |
|
|
|
آنکه ذات درد را باید صدا باشد
ویا با من، چنان همسفر شب
باید از جنس من وعشق وخدا باشد
تو هم از ما نبودی!
|
|
2 نوشته شده در
جمعه هشتم مهر 1384ساعت 0:38 توسط محمد قاسمي |
|
|
|
شوق پرواز نداشت
دیگه آسمون فرقی با قفس نداشت |
|
2 نوشته شده در
جمعه هشتم مهر 1384ساعت 0:37 توسط محمد قاسمي |
|
|
|
خالیه !
نقش صد خاطره از روزای دور
عابر این کوچه خیالیه........ |
|
2 نوشته شده در
جمعه هشتم مهر 1384ساعت 0:37 توسط محمد قاسمي |
|
|
|
چهره به چهره رو برو شرح دهم غم دلم نکته به نکته مو به مو می روداز فراغ تو خون دل از دو دیده ام دجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جو از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده ام خانه به خانه در بدر کوچه به کوچه کو به کو دور دهان تنگ تو عارض عنبرین خطت غنچه به غنچه گل به گل لاله به لاله بو به بو مهر تورا دل حزین بافته بر قماش جان پرده به پرده نخ به نخ تار به تار پود به پود در دل خویش طاهره گشت و نیافت جز تو را صفحه به صفحه لا به لا پرده به پرده تو به تو طاهره قره العین |
|
2 نوشته شده در
جمعه هشتم مهر 1384ساعت 0:36 توسط محمد قاسمي |
|
|
|
یک شب تو رؤیا من تو رو دیدم تو خواب رؤیا از تو شنیدم که گفتی به من ، مگه دیونه تو این جهان به این بزرگی مگه من تنهام تنهای تنها اگه تو دنیا تنها نباشی توی دل من تنها تو هستی تنهای تنها تنها تو هستی اینو میدونم اگه نبا شی تنهای تنهام تنهای تنها محمد قاسمی غریبستان 9/12/2004 |
|
2 نوشته شده در
جمعه هشتم مهر 1384ساعت 0:35 توسط محمد قاسمي |
|
|
|
|
تنهایی مرا درید وخورد هضم کرد اما هنوز تفاله من حاضر به همنشینی با تو نیست! می پندارم که ستیزمن با او رو به صلح میرود و این تعبیریست: ((از جدایی مطلق تو را لیاقت محبت نیست مرا تجربه چنین میگوید من هنوز می ایستم با دردی استخوان شکن از نبردی سخت با او وبه هم بستری بی ایمانی چون تو تن نمیدهم روزی هم اوی من خواهد آمد |
|
2 نوشته شده در
جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 19:4 توسط محمد قاسمي |
|
|
بیا
|
|
گفتی که پاک کن دلت از هرچه غیر ماست قلبم به احترام تو تطهیر شد بیا هرشب بیاد خال لبت گریه می کنم عکست میان آینه تصویر شد بیا |
|
2 نوشته شده در
جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 1:17 توسط محمد قاسمي |
|
|
کوچه
|
|
کوچه بی تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم شدم آن عاشق ديوانه كه بودم در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد باغ صد خاطره خنديد عطر صد خاطره پيچيد يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم پر گشوديم و درآن خللوت دلخواسته گشتيم ساعتي بر لب آن جوي نشستيم تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت من همه محو تماشاي نگاهت آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فرو ريخته در آب شاخه ها دست بر آورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ يادم آيد تو به من گفتي از اين عشق حذر كن لحظه اي چند بر اين آب نظر كن آب آيينه عشق گذران است تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است باش فردا كه دلت با دگران است تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد چون كبوتر لب بام تو نشستم تو به سنگ زدي من رميدم نه گسستم بازگفتم كه نتو صيادي و من آهوي دشتم تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم اشكي از شاخه فرو ريخت مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت اشك در چشم تو لرزيد ماه بر عشق تو خنديد يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم پاي دردامناندوه كشيدم نگسستم نرميدم ...ـ رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم نكني ديگر از آن كوچه گذر هم بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم ... (فریدون مشیری) |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 12:52 توسط محمد قاسمي |
|
|
خدا جون دوستت دارم
|
|
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت 21:0 توسط محمد قاسمي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1386 مهر 1384 شهریور 1384 |
| پیوندها |
|
وصال عشق یوسف زهرا عاشقانه ها saghi daltanga oshyghe shiraz |
|
RSS
|